ماهی
...
Im so tired of being here
Suppressed by all my childish fears
And if you have to leave
I wish that you would just leave
cause your presence still lingers here
And it wont leave me alone
These wounds wont seem to heal
This pain is just too real
Theres just too much that time cannot erase
...
!! نوشته شده توسط ماهی خانوم!
| 8:15 | دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
•
مریضم!
مریض شده ام!
حالم تا حدی سگی است.
استخوان هایم درد میکند و سرم گیج میرود!
هویییییییییییییییییییییی!
معتاد نیستم. سرما خورده ام!
البته الان بهترم.
خلاصه منتظر باشید که با یک مطلب خوب بر میگردم، حتما...
شاید هم با یک مطلب بد!
هیچ تضمینی وجود ندارد، جدی میگویم!
!! نوشته شده توسط ماهی خانوم!
| 20:28 | چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387
•

