برنامه بعدی
خیلی بد بود. واقعا!
پر از غلط املایی و البته ایراد های دستوری که نصفش تقصیر این کیبورد جدید است و نصف دیگر تقصیر مشغله های زندگی! (منم این وسط هیچ کاره ام! والا!)
به هر حال گذاشتم همانجوری بماند تا درس عبرتی بشود برای سایر پست ها! اما توصیه های من همه اش درست و حسابی بود ها! به خدا ! ولی هیچ قولی نسبت به پیش در آمد مطلب نمی توانم بدهم چون الان که منطقی به قضایا نگاه میکنم میبینم کم کم دارم دیوانه میشوم. واقعا!
همیشه یک کاری برای انجام دادن هست و آدم همیشه باید فکر ناهار یا شام فردا را بکند و من شخصا پس از گذشت یک ماه دیگر کم آورده ام و غذای جدیدی به ذهنم نمیرسد. سبد رخت چرکها همیشه پر است و آدم باید مدام پودر رختشویی بخرد. تازه شستن توالت و حمام (بخوانیدسرویس بهداشتی)هم هست که البته مال ما همیشه تمیز است!
خلاصه اینکه الان بقیه مطلب قبلی یادم نمی آید! همین. حالا شاید بعدا یادم بیاید و نوشتم البته به درخواست خواننگان هم بستگی دارد، بله عزیزم درست است ما مطلب در خواستی هم مینویسیم چکار کنیم رفاقت است دیگر!
در نهایت از همین جا میخواستم اعلام کنم که دلم برای آرش (برادرم) خیلی تنگ شده ، اگر این مطلب را میخواند از خر شیطان پیاده شده و در صورت داشتن وقت، انتخاب رشته کند و منتظر رتبه به ترتیب ۲ و ۳ رقمی ننشیند.
در این میان از خانوم نفیسه احمدی دوست جیگر و مهربانم به خاطر پست های جذاب اخیرشان که کلی من و فاطیما (عشق من) را خنداند تشکر کنم.
میدانم زده ام به جاده خاکی ولی شما بله خود شما خواننده عزیز، با توام (روتو کن به من) ، شما به روی خودت نیار!
تا پست بعد خدا یارو نگهدار من و (سگ خور) شما باشد!